|
برس به دادم . . . دارم آتیش می گیرم . . . فقط یه بار دیگه . . .
من از تکرار این تاریک وهم انگیز من از خاموشی لبهای این ایام غم انگیز از این درد فرو خورده به چشم خسته ی پاییز
دیگه از دنیا بریدیم دلامون خیلی گرفته تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته
مرگ در قلب من است مرگ در ذهن من است مرگ هم راز و هم اواز من است لحظه ای از بدنم دور نمی گردد... پیش من جفت من است من همیشه به همه می گفتم: نکند ترس به دل راه دهید از مردن و هنوزم به همین معتقدم زندگی مثل گلیست که سر قبر عزیزی رویید و تو ان را چیدی پس تو هم یک مرگی یا که چون شعله ی شمع وسط راه سراشیبی باد باد هم یک مرگ است مرگ همچون سنگیست که رها می گردد از سر انگشت پسر بچه ی شاد شیشه ی پنجره ی خانه ی دل میشکند سنگ هم یک مرگ است و پسر بچه خدا... من از مرگ نمی ترسیدم تا زمانی که به من گفت: بیا تا برویم من از او ترسیدم لحظه ای لرزیدم رو به خود کردم و با خود گفتم: تو که این گونه قشنگش خواندی پس چرا ترسیدی؟! مرگ در پاسخ من چیزی گفت: لحظه ی تلخ وداع از دو صد دلبند است عمر تو شیشه ی ان پنجره ایست که به دست پسرک می شکند دل من از سنگ است. هیچ کس از پس این لحظه نبردست خبر هر کسی از نظر خویش کند تفسیرش زندگی پست ترین بازی تکرار زمانست ولی همه در بازی تکراری ان می لولند هیچکس خسته از این بازی نیست پس بیا تا برویم هیچ کس تا نرود پی نبرد ان جا چیست؟ پس تو هم هیچ مگو لحظه ای خشکم زد و . . . رفتنی خواهد رفت ****
از تو اگر که بگذرم از خود گذشته ام هرگز گمان نمی برم از من تو بگذری
بر خاک می خوابم نازنین تختی نیست . آواره شدن , حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
|
About![]()
متنفرم . متنفرم . متنفرم از این زندگی Archivesفروردین 1390دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 LinksSpecific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|